سلطان محمد مطربي سمرقندي
40
تذكرة الشعراء ( فارسي )
براى وى نقل كرده بود ، او را به مسافرت و مهاجرت به هند تشويق و وادار ساخت و مصمّم شد كه تحفهاى در خور جهانگير شاه ، تهيه كند و به آن ديار رهسپار گردد . داستان اين مسافرت را به تفصيل در قسمت آثار وى خواهيم آورد . مطربى و روابط ادبى ماوراء النهر و ايران : در اثر وقايع سياسى آخر سدهء پانزدهم و آغاز سدهء شانزدهم ميلادى ، ارتباطهاى ادبى بين ماوراء النهر و ايران ، تقريبا به طور كامل قطع گرديد ، زيرا تيرگى روابط ميان صفويان و شيبانيان ، جدايى سياسى و فرهنگى ايران و ماوراء النهر را در پى داشت ، از اينرو مىتوان دورههاى حكومت شيبانيان ، اشترخانيان و منغيتيان را دورهء فترت ، پژمردگى و زوال فرهنگ و زبان و ادب فارسى ، در ماوراء النهر به شمار آورد . در پايان اين دوره ، چراغ فرهنگ و ادب و دانش و معرفت در اين سرزمين و بهويژه سمرقند و بخارا كه طى قرنها ، مهد فرهنگ و تمدن اسلامى و مركز درخشش برجستهترين نمايندگان زبان و ادب فارسى بود به خاموشى گراييده ، ازاينرو شمار فراوانى از اديبان و شاعران ، زادگاه خود را به قصد شبهقارهء هند ، ترك كردند و گروهى از آنان نيز ، در جريان آشوبها و ستيزهاى سياسى كشته شدند و يا در بلواى مذهبى ، به سختى تحت پيگرد قرار گرفتند و به همين سبب شاعران و اديبانى كه در اين دوره درگذشتهاند ، آثارشان كمياب و ذكرشان ، در پردهء حجاب است كه براى نمونه ، مىتوان به كمال الدين على بنايى اشاره كرد كه در هرات چشم به جهان گشود و در 901 قمرى / 1495 ميلادى رهسپار سمرقند گرديد و به خدمت پادشاهان شيبانى درآمد و در قتلعام مردم قرشى در 918 قمرى / 1512 ميلادى كشته شد و يا بدر الدين هلالى جغتايى كه در استرآباد زاده شد و در دورهء شيبانيان به بخارا عزيمت كرد ، اما به دليل سرودن شعرى ، در انتقاد از عبد اللّه خان ازبك ، جان خود را باخت . « 1 »
--> ( 1 ) . نمونهء ادبيات تاجيك ، عينى ، ص 141 ، 149 ؛ بدر الدين هلالى از كمال عينى ؛ عبد الرحمان مشفقى منتخبات با -